یک تیتر آزمایشی برای اسلاید اول

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید دوم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید سوم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید چهارم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید پنجم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

 

مطالب موجود در بخش فرهنگ واژگان

فرهنگ عمید (ع) بخش ۵

فرهنگ عمید (ع) بخش ۵

عرابی
عرب بیابان نشین: چون فارغ شد از آفرین و دعا / عرابی بشد خرم و بارضا (شمسی: لغت نامه: آفرین).
عراده
۱. واحد شمارش توپ. ۲. [قدیمی] از آلات جنگی شبیه منجنیق که برای پرتاب کردن سنگ به کار می رفته.

فرهنگ عمید (ع) بخش ۴

فرهنگ عمید (ع) بخش ۴

عجاب
بسیار شگفت آور؛ آنچه در شگفتی از حد درمی گذرد.
عجاج
با بانگ وفریاد؛ پرآواز.

فرهنگ عمید (ع) بخش ۳

فرهنگ عمید (ع) بخش ۳

عبا
جامۀ گشاد و بلند که روی لباس های دیگر به دوش می اندازند.
عباب
۱. سیل عظیم. ۲. موج دریا.

فرهنگ عمید (ع) بخش ۲

فرهنگ عمید (ع) بخش ۲

عالم
۱. داننده؛ دانا. ۲. دانشمند. ۳. (اسم) از نام های خداوند.
عالم
۱. دنیا و آنچه در آن است؛ جهان؛ گیتی. ٢. [مجاز] خَلق. ٣. [قدیمی] روزگار. * عالم آخرت: [مقابل ِدنیا] جهان دیگر؛ آن جهان. * عالم امر: (فلسفه) عالم ملائکه؛ عالم ملکوت. * عالم امکان: (فلسفه) آنچه غیر از ذات خدا است؛ عالمی که وجود یا عدم وجود آن ضروری نباشد؛ جهان ماده؛ عالم ظاهر. * عالم بالا: (فلسفه) عالم علوی. * عالم برزخ: مقام ارواح از هنگام مرگ تا قیامت. * عالم جان: (فلسفه) عالم ارواح؛ دنیا؛ این جهان. * عالم جبروت: (فلسفه ، تصوف) عالم مجرد از صورت ، ماده ، و زمان. * عالم جسمانی: جهان جسمانی؛ عالم طبیعت و ماده. * عالم حس: [مقابلِ عالم غیب] ‹عالم حسی› (فلسفه) عالم شهود؛ عالم شهادت. * عالم خاک: ۱. [مجاز] دنیا. ۲. [مجاز] جسد آدمی. * عالم خلق: (فلسفه) موجودات عالم جسمانی؛ کائنات. * عالم دیگر: = * عالم آخرت * عالم ذر: عالم خلقت که خداوند ابنای بشر را مانند ذرات از صلب آدم ابوالبشر به وجود آورد. * عالم سفلی: [مقابلِ عالم علوی] (فلسفه) عالم پایین؛ زمین؛ این جهان. * عالم شهادت: [مقابلِ عالم غیب] عالم ظاهر و آشکار؛ عالم اجسام. * عالم صغیر: [قدیمی ، مجاز] جهان کوچک؛ انسان؛ جسم انسان. * عالم علوی (امر): [مقابلِ عالم سفلی] ۱. عالَمی که در آن مادّه وجود ندارد. ۲. آسمان. * عالم غیب: [مقابلِ عالم شهادت] (فلسفه) جهان دیگر؛ عالم آخرت. * عالم قدس: (فلسفه) عالم الهی؛ عالم اسما و صفات حق. * عالم کبیر: (فلسفه) جهان بزرگ؛ همۀ جهان؛ افلاک و هر چه در آن ها است. * عالم کون وفساد: (فلسفه) دنیای فانی؛ عالم سفلی. * عالم لاهوت: (فلسفه) عالم خداوندی؛ عالم سرمد؛ مرتبۀ ذات احدیت. * عالم مثال: (فلسفه) عالمی لطیف تر نسبت به عالم اجسام. δ هرچه در عالم شهادت وجود دارد نظیر آن در عالم مثال موجود است. * عالم معنی: (فلسفه) ۱. آنچه متعلق به معنی و حقیقت باشد. ۲. عالم ملکوت. * عالم ملک: (فلسفه) عالم وجود؛ عالم اجسام؛ عالم شهادت. * عالم ملکوت: (فلسفه) عالم جبروت؛ عالم امر. * عالم ناسوت: (فلسفه) عالم اجسام؛ عالم طبیعی و مادی؛ دنیای فانی؛ این جهان.

فرهنگ عمید (ع) بخش ۱

فرهنگ عمید (ع) بخش ۱

ع
مخفف علیه السلام.
ع
بیست ویکمین حرف الفبای فارسی؛ عین. δ در حساب ابجد: «۷۰».

فرهنگ عمید (ظ) بخش ۱

فرهنگ عمید (ظ) بخش ۱

ظ
بیستمین حرف الفبای فارسی؛ ظا. δ در حساب ابجد: «۹۰۰».
ظئر
زنی که بچۀ دیگری را شیر می دهد؛ دایه.

فرهنگ عمید (ط) بخش ۵

فرهنگ عمید (ط) بخش ۵

طه
بیستمین سورۀ قرآن کریم ، مکی ، دارای ۱۳۵ آیه؛ حکیم؛ کلیم. * آل طه: [مجاز] آل رسول.
طهارت
۱. پاک شدن. ۲. پاکی؛ پاکیزگی. ۳. وضو. ۴. = استنجا

فرهنگ عمید (ط) بخش ۴

فرهنگ عمید (ط) بخش ۴

طم ورم
۱. آب وخاک. ۲. [مجاز] کم وزیاد؛ جزئیات چیزی: عقل تو قسمت شده بر صد مهمّ / بر هزاران آرزو و طمّ ورمّ (مولوی: ۶۴۹). ۳. خشک وتر.
طماع
پرطمع؛ طمع کار؛ حریص؛ آزمند.

فرهنگ عمید (ط) بخش ۳

فرهنگ عمید (ط) بخش ۳

طزر
١. خانۀ زمستانی. ٢. کاخ.
طست
= طشت

فرهنگ عمید (ط) بخش ۲

فرهنگ عمید (ط) بخش ۲

طب
علمی که دربارۀ انواع بیماری ها و طریق معالجۀ آن ها بحث می کند؛ پزشکی. * طب روحانی: (پزشکی) [قدیمی] علم به حالات قلب و علاج آفات آن و چگونگی حفظ اعتدال جسمانی و روحانی. * طب سوزنی: (پزشکی) از روش های طب سنتی که از سالیان دراز در چین متداول بوده و در آن اعضای خاصی در بدن را با سوزن های فلزی تحریک یا بی حس می کنند تا بعضی امراض را معالجه کنند؛ سوزن پزشکی.
طبابت
۱. شغل و عمل طبیب. ۲. تشخیص و درمان بیماری. ۳. (اسم) دانش معالجۀ بیماران.