یک تیتر آزمایشی برای اسلاید اول

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید دوم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید سوم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید چهارم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید پنجم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

 

Monthly Archives: فروردین ۱۳۹۵

فرهنگ معین (ک) بخش ۲

فرهنگ معین (ک) بخش ۲

کارپرداز
(پَ) (ص .) مباشر ، مأمور کار – پردازی .
کارپردازی
( ~ .) (حامص .) ۱ – مباشرت . ۲ – بخشی از اداره که وظیفه آن فراهم کردن کار یا نوشت افزار آن اداره است .

فر؛هنگ معین (ک) بخش ۱

فرهنگ معین (ک) بخش ۱

ک
(حر.) بیست وپنجمین حرف از الفبای فارسی برابر با عدد ۲۰ در حساب ابجد.
کأس
(کَ) [ ع . ] (اِ.) کاسه ، پیاله . ج . کرؤس .

فرهنگ معین (ق) بخش ۱۱

فرهنگ معین (ق) بخش ۱۱

قهار
(قَ هّ) [ ع . ] (ص .) غالب ، پیروز.
قهر
و تهر ( ~ُ تَ) (ص .) (عا.) قهر توأم با خشم و اعتراض .

فرهنگ معین (ق) بخش ۱۰

فرهنگ معین (ق) بخش ۱۰

قو
(اِ.) پرنده ای از جنس مرغابی شبیه غاز نسبتاً عظیم الجثه و بسیار زیبا.
قوا
(قُ وا) [ ع . قوی ] (اِ.) جِ قوه ؛ نیروها ، قوت ها.

فرهنگ معین (ق) بخش ۹

فرهنگ معین (ق) بخش ۹

قمار
(قُ) [ ع . ] (اِ.) هر نوع بازی که در آن پولی برده یا باخته شود.
قماش
(قُ) [ ع . ] (اِ.)۱ – خرده ریز از هر چیزی . ۲ – رخت ، کالا ، اسباب خانه . ۳ – در فارسی ، پارچه ، پارچه نخی .

فرهنگ معین (ق) بخش ۸

فرهنگ معین (ق) بخش ۸

قل
(قُ) [ ع . ] ۱ – (فع .) فعل امر از «قول » بگو. ۲ – (اِ.) قول ، گفتار.
قل
( ~ .) (اِصت .) حبابی که بر اثر جوشیدن آب به سطح آید.

فرهنگ معین (ق) بخش ۷

فرهنگ معین (ق) بخش ۷

قط
(قَ طّ) [ ع . ] (اِمص .) برش بر پهنا.
قط زدن
(قَ. زَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م .) بریدن سر قلم های خوشنویسی .

فرهنگ معین (ق) بخش ۶

فرهنگ معین (ق) بخش ۶

قز
(قَ زّ) [ معر. ] (اِ.) ابریشم .
قزاق
( ~ .) [ ع . ] (ص . اِ.) ۱ – ابریشم فروش ، علاقه بند. ۲ – آن که کرم ابریشم را تربیت می کند.

فرهنگ معین (ق) بخش ۵

فرهنگ معین (ق) بخش ۵

قر
( ~ .) (ص .) (عا.) فرو رفته .
قر
(قِ) (اِ.) (عا.) ادا و اطوار ، پیچ و تابی که به بدن می دهند. ؛ ~ کمر انداختن کمر خود را با حرکات عشوه آمیز تکان دادن .

فرهنگ معین (ق) بخش ۴

فرهنگ معین (ق) بخش ۴

قپان
(قَ) (اِ.) ترازوی بزرگ ، مخصوص وزن کردن بارهای سنگین .
قپق اندازی
(قَ پَ یاپُ. اَ) [ تر – فا. ] = قبق اندازی : (حامص .) گویی یا جامی زرین یا ظرفی پر از سکه طلا و مانند آن بر قپق نصب می کردند و سپس تیراندازان سوار چابک دست ، آن را هدف قرار می دادند و هرکس که آن نشانه را به تیر می زد و از فراز قپق به زیر می آورد ، جایزه ا