یک تیتر آزمایشی برای اسلاید اول

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید دوم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید سوم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید چهارم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید پنجم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

 

Monthly Archives: اردیبهشت ۱۳۹۵

فرهنگ معین (ن) بخش ۵

فرهنگ معین (ن) بخش ۵

ناو
(اِ.) ۱ – چوب بزرگ توخالی که آب از طریق آن آسیاب آبی را به حرکت درمی آورد. ۲ – کشتی ، کشتی جنگی . ۳ – هر چیز دراز میان خالی . ۴ – رخنه ، سوراخ .
ناوارد
(رِ) [ فا – ع . ] (ص .) ناآشنا به کار ، ناشی .

فرهنگ معین (ن) بخش ۴

فرهنگ معین (ن) بخش ۴

نال
[ ع . ] (اِ.) عطا ، دهش . ج . انوال .
نال
(اِ.) روده کوچک ، جوی .

فرهنگ معین (ن) بخش ۳

فرهنگ معین (ن) بخش ۳

ناصاف
[ ع – فا. ] (ص .)۱ – کدر ، تصفیه نشده . ۲ – ناهموار. ۳ – چرکین ، ناپاک .
ناصب
(ص ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ – برپا کننده ، نصیب کننده . ۲ – دشمن دارنده . ۳ – آن که علی بن ابی طالب (ع ) و خاندان او را دشمن دارد. ۴ – عاملی که معمول خود را نصب دهد. ج . نواصب .

فرهنگ معین (ن) بخش ۲

فرهنگ معین (ن) بخش ۲

ناز
(اِ.) ۱ – فخر ، افتخار. ۲ – غمزه ، کرشمه .
ناز خریدن
(خَ دَ) (مص ل .) ناز کشیدن ، ناز و کرشمه معشوق را تحمل کردن .

فرهنگ معین (ن) بخش ۱

فرهنگ معین (ن) بخش ۱

ن
(حر.) بیست و نهمین حرف از الفبای فارسی که در حساب ابجد برابر با عدد ۵۰ می باشد.
نئوپان
(نِ ئُ) [ فر. ] (اِ.) تخته مصنوعی که از خاک اره فشرده و ضایعات چوب ساخته می شود.

فرهنگ معین (م) بخش ۵۱

فرهنگ معین (م) بخش ۵۱

میل
(مِ) [ ع . ] (اِ ص .) ۱ – خمیدن . ۲ – برگردیدن . ۳ – رغبت ، آرزو.
میل
[ ع . ] (اِ.) ۱ – سیخ فلزی . ۲ – یکی از ادوات ورزش باستانی که از چوب ساخته می شود.

فرهنگ معین (م) بخش ۵۰

فرهنگ معین (م) بخش ۵۰

می
(مِ) [ په . ] (اِ.) شراب انگوری .
می خوش
(مِ یا مَ) (ص .) ملس ، ترش و شیرین .

فرهنگ معین (م) بخش ۴۹

فرهنگ معین (م) بخش ۴۹

مه
( ~. ) [ په . ] ۱ – حرف نفی به معنای «نه ». ۲ – نشانه دعای منفی که قدما به کار می بردند.
مه
( ~. ) (اِ.) بخاری است که گاهی در هوای مرطوب تولید می شود و در فضا پراکنده می گردد.

فرهنگ معین (م) بخش ۴۸

فرهنگ معین (م) بخش ۴۸

موک
(اِ.) میش .
موکب
(مُ کِ) [ ع . ] (اِ.) ۱ – گروه سواران یا پیادگان . ۲ – گروهی از سواران یا پیادگان که در التزام رکاب پادشاه باشند. ج . مواکب .

فرهنگ معین (م) بخش ۴۷

فرهنگ معین (م) بخش ۴۷

موز
(مُ) (اِ.) گیاهی است پایا از رده تک لپه ای ها که تیره خاصی را در این رده به نام تیره موزها به وجود آورده است . میوه اش گوشت دار و مطبوع و خوراکی است ومجموع میوها خوشه ای را به وجود می آورد.
موزاییک
(مُ) [ فر. ] (اِ.) نوعی سنگ نازک که با شن و ماسه و سنگ های رنگین و سیمان ساخته می شود.