๑۩۞۩๑ wikijadval ๑۩۞۩๑

فرهنگ معین (ن) بخش ۵

فرهنگ معین (ن) بخش ۵ ناو (اِ.) ۱ – چوب بزرگ توخالی که آب از طریق آن آسیاب آبی را به حرکت درمی آورد. ۲ – کشتی ، کشتی جنگی . ۳ – هر چیز دراز میان خالی . ۴ –…

فرهنگ معین (ن) بخش ۳

فرهنگ معین (ن) بخش ۳ ناصاف [ ع – فا. ] (ص .)۱ – کدر ، تصفیه نشده . ۲ – ناهموار. ۳ – چرکین ، ناپاک . ناصب (ص ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ – برپا کننده ،…

فرهنگ معین (ن) بخش ۲

فرهنگ معین (ن) بخش ۲ ناز (اِ.) ۱ – فخر ، افتخار. ۲ – غمزه ، کرشمه . ناز خریدن (خَ دَ) (مص ل .) ناز کشیدن ، ناز و کرشمه معشوق را تحمل کردن .

فرهنگ معین (ن) بخش ۱

فرهنگ معین (ن) بخش ۱ ن (حر.) بیست و نهمین حرف از الفبای فارسی که در حساب ابجد برابر با عدد ۵۰ می باشد. نئوپان (نِ ئُ) [ فر. ] (اِ.) تخته مصنوعی که از خاک اره فشرده و ضایعات چوب…

فرهنگ معین (م) بخش ۴۹

فرهنگ معین (م) بخش ۴۹ مه ( ~. ) [ په . ] ۱ – حرف نفی به معنای «نه ». ۲ – نشانه دعای منفی که قدما به کار می بردند. مه ( ~. ) (اِ.) بخاری است که گاهی…

فرهنگ معین (م) بخش ۴۸

فرهنگ معین (م) بخش ۴۸ موک (اِ.) میش . موکب (مُ کِ) [ ع . ] (اِ.) ۱ – گروه سواران یا پیادگان . ۲ – گروهی از سواران یا پیادگان که در التزام رکاب پادشاه باشند. ج . مواکب .

فرهنگ معین (م) بخش ۴۷

فرهنگ معین (م) بخش ۴۷ موز (مُ) (اِ.) گیاهی است پایا از رده تک لپه ای ها که تیره خاصی را در این رده به نام تیره موزها به وجود آورده است . میوه اش گوشت دار و مطبوع و خوراکی…

صفحه 1 از 1012345...10...قبلی »