๑۩۞۩๑ wikijadval ๑۩۞۩๑

فرهنگ عمید (پ) بخش ۱۰

فرهنگ عمید (پ) بخش ۱۰ پرخ درختچه ای خودرو که در بیابان های گرم اطراف بندرعباس ، لار و چابهار می روید و شیرابه ای دارد که به کار ساختن کائوچو می خورد. پرخار ۱. گیاهی که خار بسیار دارد.…

فرهنگ عمید (پ) بخش ۹

فرهنگ عمید (پ) بخش ۹ پر ١. [مقابلِ تهی] سرشار؛ لبریز؛ آکنده؛ انباشته؛ لبالب. ٢. (قید) خیلی؛ بسیار: پر بیراه نیست. ٣. دارنده؛ دارای مقدار زیاد (در ترکیب با کلمۀ دیگر): پرآب ، پرآژنگ ، پرتاب ، پرچین ، پرخم…

فرهنگ عمید (پ) بخش ۷

فرهنگ عمید (پ) بخش ۷ پپتک ۱. یک خوشۀ کوچک که جزء خوشۀ بزرگ است. ۲. خوشۀ کوچکی از انگور یا خرما که بیش از چند دانه نباشد. * تِلِسْک. پپسین آنزیمی در شیرۀ معده که پروتئین را تجزیه می…

فرهنگ عمید (پ) بخش ۶

فرهنگ عمید (پ) بخش ۶ پام = فام۱ پامال ۱. چیزی که زیر پا مالیده شده؛ لگدکوب شده. ۲. [مجاز] پست و زبون شده. * پامال شدن: (مصدر لازم) لگدکوب شدن؛ زیر پا له شدن؛ پی سپر شدن. * پامال…

فرهنگ عمید (پ) بخش ۵

فرهنگ عمید (پ) بخش ۵ پال دم = پاردم پالئوزوئیک دوران اول زمین شناسی شامل پنج دورۀ کامبرین ، سیلورین ، دونین ، کربونیفر ، و پرمین که ۳۶۰ میلیون سال طول کشیده است و آثار حیاتی آن بیشتر شامل…

فرهنگ عمید (پ) بخش ۴

فرهنگ عمید (پ) بخش ۳ پاک = فصح پاک ۱. [مجاز] بی آلایش؛ بی غش. ۲. پاکیزه؛ طاهر. ۳. [مجاز] صاف. ۴. [مجاز] عفیف؛ پرهیزکار؛ درستکار. ۵. (قید) تمام؛ همه؛ یکسر؛ یکسره: هرکه پرهیز و زهد و علم فروخت /…

فرهنگ عمید (پ) بخش ۳

فرهنگ عمید (پ) بخش ۳ پاس در بازی های گروهی مانند فوتبال ، بسکتبال ، رد کردن و رساندن توپ به یکی از افراد دستۀ خود. * پاس دادن: (مصدر متعدی) ۱. (ورزش) = پاس۲ ۲. در قمار ، نوبت…

فرهنگ عمید (پ) بخش ۲

فرهنگ عمید (پ) بخش ۲ پار = پاره * پارپار: پاره پاره. پار ۱. در سال گذشته. ۲. (اسم) سال گذشته؛ سال پیش؛ پارسال؛ پایار: فراوان خوش ترم امروز از دی / فراوان بهترم امسال از پار (فرخی: ۱۴۴).

صفحه 1 از 1112345...10...قبلی »