๑۩۞۩๑ wikijadval ๑۩۞۩๑

فرهنگ عمید (س) بخش ۲۰

فرهنگ عمید (س) بخش ۲۰ سره گودی کوچکی که روی شکم انسان است؛ ناف. سره ۱. [مقابلِ ناسره] بی غش؛ خالص. ۲. پسندیده. ۳. پاکیزه. ۴. گزیده؛ برگزیده؛ خوب؛ نیکو؛ نغز؛ بی عیب: بپرسید از احوال میش و بره /…

فرهنگ عمید (س) بخش ۱۸

فرهنگ عمید (س) بخش ۱۸ سرک ۱. سر کوچک. ۲. فزونی و بالا بودن وزن یا ارزش چیزی نسبت به چیز دیگر. ۳. سربار؛ اضافه بار. * سرک داشتن: (مصدر لازم) سر داشتن و فزونی داشتن چیزی نسبت به چیز…

فرهنگ عمید (س) بخش ۱۵

فرهنگ عمید (س) بخش ۱۵ سرب فلزی نرم ، چکش خور ، قابل تورق و کم دوام به رنگ خاکستری که در مجاورت هوا تیره و در ۳۲۷ درجه سانتی گراد حرارت ذوب می شود. برای ساختن ساچمه ، گلوله…

فرهنگ عمید (س) بخش ۱۴

فرهنگ عمید (س) بخش ۱۴ سد ۱. دیواری ضخیم که از سنگ و سیمان یا آجر و آهک یا چوب و آهن برای بالا آمدن سطح آب و آبیاری زمین های اطراف یا جلوگیری از سیل ، در جلو آب…

فرهنگ عمید (س) بخش ۱۱

فرهنگ لغت عمید (س) بخش ۱۱ ستنبه ۱. تنومند؛ قوی هیکل؛ درشت؛ ستبر. ۲. زشت و بدهیکل: بگردیدی کاو پی سگ می رود / سخرۀ دیو ستنبه می شود (مولوی: ۵۷۵). ۳. دیو. ستنج ذخیره؛ پس انداز

صفحه 1 از 1912345...10...قبلی »