یک تیتر آزمایشی برای اسلاید اول

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید دوم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید سوم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید چهارم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید پنجم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

 

Monthly Archives: اسفند ۱۳۹۴

فرهنگ معین (الف) بخش ٣

فرهنگ معین (الف) بخش ٣

اچه
( اَ چِ) [ تر. ] (اِ.) برادر بزرگ .

احادیث
( اَ ) [ ع . ] (اِ.) ۱ – جِ احدوثه ؛ افسانه ها ، سخن ها. ۲ – جِ حدیث ؛ روایات ، اخبار.

فرهنگ معین (الف) بخش ٢

فرهنگ معین (الف) بخش ٢

اپار
( اِ) ( اِ.) آویشن کوهی ، ریحان معنبر و خوشبو.
اپتومتری
(اُ تُ مِ) [ فر. ] (اِمص .) آزمایش چشم و ساختارهای مربوط به آن برای کشف اختلالات بینایی و تجویز عدسی های مناسب با دیگر وسایل کمک کننده به بینایی یا تمرین های چشمی برای جبران کاستی های دید ، بینایی سنجی . (فره ).

فرهنگ معین (الف) بخش ١

فرهنگ معین (الف) بخش ١

ا
[ اَ ] (پیشوند) همزه ٔمفتوحه در زبانهای باستانی ما علامت سلب و نفی بوده
ائمه
(اَ ئِ مِّ) [ ع . ائمه ] (اِ.) جِ امام ؛ پیشوایان ، سران . ؛~ اطهار امامان شیعه . ؛~ جماعت پیش نمازان . ؛~ُالاسماء هفت اسم اول خداوند که «اسماء الهی » نامیده می شوند و عبارتند از: حی ، عالم ، مرید ، قادر ، سمیع ، بصیر و متکلم .

فرهنگ معین (آ) بخش ١٠

فرهنگ معین (آ) بخش ١٠

آه
(صت .) کلمه ای است که برای نشان دادن درد ، رنج ، اسف و اندوه به کار می برند. آوه ، آوخ ، آخ و وای نیز گویند. ؛ ~ در بساط نداشتن کنایه از: از هر گونه امکان مالی محروم بودن .
آهار
( اِ.)مایعی که از نشاسته یا کتیرا درست می کنند و به پارچه می زنند تا سفت و براق شود.

فرهنگ معین (آ) بخش ٩

فرهنگ معین (آ) بخش ٩

آل
[ ع . ] (اِ.) جایی در بیابان که به هنگام تابش آفتاب همچون آب نماید ، سراب .
آل
( اِ.) نام موجودی موهوم که عوام معتقدند ب ه زن تازه زا آسیب می رساند ، به همین علت افرادی به مدت شش تا ده روز ، تا صبح بالای سر زائو بیدار می ماندند.

فرهنگ معین (آ) بخش ٨

فرهنگ معین (آ) بخش ٨

آصال
[ ع . ] ( اِ.) جِ اصیل ؛ شبانگاه ، نزدیک غروب .

آغا
[ تر. ] (ص . اِ.) ۱ – خاتون ، خانم . ۲ – زن ، زوجه . ۳ – عنوانی که برای احترام به اول اسم خواجه سرایان افزوده می شد. مثل آغاالماس ، مبارک آغا.

فرهنگ معین (آ) بخش ٧

فرهنگ معین (آ) بخش ٧

آز
[ په . ] ( اِ.) ۱ – حرص ، طمع ، زیاده جویی . ۲ – آرزو.
آزاد
[ په . ] (ص .) ۱ – رها ، وارسته . ۲ – بی قید و بند. ۳ – نوعی ماهی استخوانی که گوشت قرمز و چرب دارد و بزرگی آن تا یک متر می رسد. ۴ – درختی است از خانواده نارونان . ۵ – آن که بنده کسی نباشد. مق بنده ، عبد. ۶ – مختار ، مخیر. ۷ – نجیب ، اصیل . ۸ – سالم و بی گ

فرهنگ معین (آ) بخش ۶

فرهنگ معین (آ) بخش ۶

آر
[ فر. ] ( اِ.) واحد مقیاس سطح برابر با ۱۰۰ مترمربع .
آر
۱ – (اسم فاعل ) پسوند فاعلی و آن به آخر مصدر مرخم = سوم شخص مفرد ماضی پیوندد و صفت فاعلی را سازد: خریدار ، پرستار ، فرماندار. ۲ – پسوند مفعولی (اسم مفعول ) گرفتار ، کشتار. ۳ – پسوند اسم مصدر و آن در اصل « تار» است در مصادر مختوم به « تن » ، و « دار» است در م

فرهنگ معین (آ) بخش ۵

فرهنگ معین (آ) بخش ۵

آخ
(ص .) کلمه افسوس که هنگام احساس درد و رنج یا اظهار تأسف تلفظ می کنند.
آخ و اوخ
(خُ) (اِمر.) کلمه ای است حاکی از ناله بیمار و مانند آن .

فرهنگ معین (آ) بخش ۴

فرهنگ معین (آ) بخش ۴

آپ تو دیت
(دِ یْ) [ انگ . ] (اِمص .) روزآمد کردن ، نو یا امروزی کردن ، طبق روز درآوردن ، در جریان آخرین اطلاعات گذاشتن .
آپ گریت
(گِ رِ یْ) [ انگ . ] (اِمص .) ترفیع یا ارتقا دادن . (بیشتر در مورد کامپیوتر و برنامه های کامپیوتری و برخی قطعات الکترونیکی به کار می رود).