๑۩۞۩๑ wikijadval ๑۩۞۩๑

فرهنگ معین (الف) بخش ٣

فرهنگ معین (الف) بخش ٣ اچه ( اَ چِ) [ تر. ] (اِ.) برادر بزرگ . احادیث ( اَ ) [ ع . ] (اِ.) ۱ – جِ احدوثه ؛ افسانه ها ، سخن ها. ۲ – جِ حدیث ؛…

فرهنگ معین (الف) بخش ٢

فرهنگ معین (الف) بخش ٢ اپار ( اِ) ( اِ.) آویشن کوهی ، ریحان معنبر و خوشبو. اپتومتری (اُ تُ مِ) [ فر. ] (اِمص .) آزمایش چشم و ساختارهای مربوط به آن برای کشف اختلالات بینایی و تجویز عدسی…

فرهنگ معین (الف) بخش ١

فرهنگ معین (الف) بخش ١ ا [ اَ ] (پیشوند) همزه ٔمفتوحه در زبانهای باستانی ما علامت سلب و نفی بوده ائمه (اَ ئِ مِّ) [ ع . ائمه ] (اِ.) جِ امام ؛ پیشوایان ، سران . ؛~ اطهار…

فرهنگ معین (آ) بخش ١٠

فرهنگ معین (آ) بخش ١٠ آه (صت .) کلمه ای است که برای نشان دادن درد ، رنج ، اسف و اندوه به کار می برند. آوه ، آوخ ، آخ و وای نیز گویند. ؛ ~ در بساط نداشتن…

فرهنگ معین (آ) بخش ٩

فرهنگ معین (آ) بخش ٩ آل [ ع . ] (اِ.) جایی در بیابان که به هنگام تابش آفتاب همچون آب نماید ، سراب . آل ( اِ.) نام موجودی موهوم که عوام معتقدند ب ه زن تازه زا آسیب…

فرهنگ معین (آ) بخش ۶

فرهنگ معین (آ) بخش ۶ آر [ فر. ] ( اِ.) واحد مقیاس سطح برابر با ۱۰۰ مترمربع . آر ۱ – (اسم فاعل ) پسوند فاعلی و آن به آخر مصدر مرخم = سوم شخص مفرد ماضی پیوندد و…

فرهنگ معین (آ) بخش ۵

فرهنگ معین (آ) بخش ۵ آخ (ص .) کلمه افسوس که هنگام احساس درد و رنج یا اظهار تأسف تلفظ می کنند. آخ و اوخ (خُ) (اِمر.) کلمه ای است حاکی از ناله بیمار و مانند آن .

فرهنگ معین (آ) بخش ۴

فرهنگ معین (آ) بخش ۴ آپ تو دیت (دِ یْ) [ انگ . ] (اِمص .) روزآمد کردن ، نو یا امروزی کردن ، طبق روز درآوردن ، در جریان آخرین اطلاعات گذاشتن . آپ گریت (گِ رِ یْ) […

صفحه 1 از 1112345...10...قبلی »