یک تیتر آزمایشی برای اسلاید اول

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید دوم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید سوم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید چهارم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید پنجم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

 

Monthly Archives: خرداد ۱۳۹۵

فرهنگ معین (ی) بخش ۲

فرهنگ معین (ی) بخش ۲

یاکند
(کَ) (اِ.) یاقوت .
یال
(اِ.) ۱ – گردن . ۲ – بن گردن . ۳ – موی گردن اسب . ۴ – زور ، قدرت .

فرهنگ معین (ی) بخش ۱

فرهنگ معین (ی) بخش ۱

ی
(پس .) این حرف به آخر اسم ملحق شود برای افاده نسبت بین دو چیز و آن برای معانی متعدد بود. ۱ – مطلق نسبت ، و آن بر چند قسم است :الف – نسبت به مکان : شیرازی ، اصفهانی ، رامسری . ب – نسبت به چیز: ارغوانی ، پرنیانی ، زعفرانی . ج – نسبت به شخص : اسرافیلی . ۲ –
ی
(پس .) به آخر کلمه درآید و نشانه نکره بودن باشد: پادشاهی ، مردی ، گلی .

فرهنگ معین (ه) بخش ۱۰

فرهنگ معین (ه) بخش ۱۰

هیئت
(هَ ئَ) [ ع . هیئه ] (اِ.) ۱ – شکل ، صورت ، حال ، کیفیت . ۲ – علم نجوم .
هیاج
(هِ) [ ع . ] (مص م .) برانگیختن ، کارزار کردن .

فرهنگ معین (ه) بخش ۹

فرهنگ معین (ه) بخش ۹

هو
( ~.) (اِ.) چرک و زرداب زخم .
هو
(هُ وَ) [ ع . ] (ضم .) ۱ – ضمیر مفرد مذکر غایب : او ، آن . ۲ – در نزد عرفا منظور خداوند است .

فرهنگ معین (ه) بخش ۸

فرهنگ معین (ه) بخش ۸

هم طراز
( ~. طِ) (ص .) برابر ، مساوی .
هم کار
(هَ) (ص مر.) ۱ – هم شغل . ۲ – حریف ، رقیب .

فرهنگ معین (ه) بخش ۷

فرهنگ معین (ه) بخش ۷

هم
(هَ مّ) [ ع . ] (اِ.) ۱ – اندوه ، حزن . ج . هموم . ۲ – قصد ، اراده . ۳ – آن چه بدان قصد کنند. ؛~ و غم فرق بین هم و غم اصلاً در آن است که هم اندوه آینده است و غم اندوه گذشته و موجود.
هم
(هَ) [ په . ] ۱ – (ق .) نیز ، همچنین . ۲ – (پش .) در ترکیبات پیشوند اشتراک است : هم اتاق ، همراه ، همدل .

فرهنگ معین (ه) بخش ۶

فرهنگ معین (ه) بخش ۶

هکتار
(ه ) [ فر. ] (اِ.) ده هزار متر مربع .
هکتولیتر
(هِ تُ) [ فر. ] (اِمر.) واحدی برای سنجش مایعات : ۱۰۰ لیتر.

فرهنگ معین (ه) بخش ۵

فرهنگ معین (ه) بخش ۵

هضبه
(هَ بَ یا بِ) [ ع . هضبه ] (اِ.)۱ – کوه . ۲ – پشته کم گ یاه . ۳ – باران بزرگ قطره و پیوسته .
هضم
(هَ) [ ع . ] (اِمص .) ۱ – گوارش ، تحلیل غذا در معده . ۲ – درهم شکستن .

فرهنگ معین (ه) بخش ۴

فرهنگ معین (ه) بخش ۴

هزار
(هِ) ۱ – عدد ۱۰۰۰٫ ۲ – (اِ.) بلبل و هزاردستان .
هزار آوا
(هَ) (اِمر.) بلبل .

فرهنگ معین (ه) بخش ۳

فرهنگ معین (ه) بخش ۳

هر
(هَ یا هُ) (اِ.) دانه ای که در میان گندم روید و خوردن آن ضرر دارد.
هر
دری (هَ دَ) (ص نسب .) منسوب به هر در. ۱ – آنکه هر لحظه به دری روی آرد و به خانه ای رود؛ هر جایی . ۲ – بی پایه ، بی اساس ، بی ربط .