یک تیتر آزمایشی برای اسلاید اول

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید دوم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید سوم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید چهارم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

یک تیتر آزمایشی برای اسلاید پنجم

شما می توانید به طور کامل از طریق تنظیمات قالب اقدام به ویرایش این اسلایدر نمایید در قسمت تنظیمات به آسانی میتوانید به مخفی کردن یا نمایش اسلایدر در صفحاتی خاص و یا افزودن تصاویر دلخواه ، نوع نمایش و افکت های آن بپردازید ادامه »

 

فرهنگ واژه های غیر فارسی (بخش چهارم)

  • فرهنگ واژه های غیر فارسی (بخش چهارم)
  • ل
  • لااقل (ع، قید) = دست کم
  • لابیرنتLabyrinth  (ا، اسم)= هزارتو، هزاردالان، پردالان
  • لازم (ع، صفت) = بایسته، بایا
  • لامپ Lampe (ف، اسم) = چراغ برق
  • لامسه (ع، اسم) = بساوایی
  • لایق (ع، صفت)= کارآمد، شایسته، درخورد، فراخور
  • لاینفک (ع، صفت)= جدایی ناپذیر، ناگشودنی
  • لباس (ع، اسم)= جامه، رخت، پوشاک، تن پوش
  • لحاظ (ع، (اسم)مصدر)= نگرش
  • لحاف (ع، اسم) = بالا انداز، دواج
  • لحظه (ع، اسم)= دم
  • لحن (ع، اسم) = آهنگ سخن
  • لزوم (ع، (اسم) مصدر) =  بایش
  • لعنت (ع، اسم) = راندگی، دشنام
  • لفافه (ع، اسم) = کارپیچ، پوشه
  • لقب (ع، اسم)= نامواره، بازنام
  • لقمه (ع، اسم) = نواله
  • لکن (ع، اسم) = لیکن، ولیکن
  • لکنت (ع، (اسم)مصدر)= زبان کندی، زبان گرفتگی
  • لمس کردن (ع فا، مصدر) = بساویدن
  • لوسترLustre  (ف، اسم)= چراغ آویز
  • لوکس Luxe (ف، اسم)= چیز آراسته و قشنگ
  • لهجه (ع، اسم)= گویش
  • لیازانLiaison  (ف، اسم)= پیوندآوایی
  • لیاقت (ع، (اسم) مصدر)= کارآمدی، شایستگی، برازندگی، سزاواری
  • لیبرالیسمLiberalisme  (ف، اسم)= آزادی خواهی
  • لیپمی Lip�mie (ی، اسم) = چرب خونی
  • لیسانس Licence (ف، اسم)= پروانه، دانشنامه ی پیش از دکترا
  • لیستList  (ا، اسم) =  سیاهه، فهرست
  • م
  • مات Mat (ف، اسم) = تار، کدر
  • ماتریالMaterial  (ا، اسم) = کارپایه
  • ماتریالیسمMaterialisme  (ف، اسم) = ماده گرایی، ماده باوری
  • ماتیک Cosmetique (ف، اسم) = سرخاب لب
  • ماخذ (ع، اسم)=  بایگانه
  • مارکسیسمMarxisme  (ف، اسم) = مارکس باوری
  • ماساژ Massage (ف، اسم) = مالش، مشت و مال
  • ماسک Masque (ف، اسم) (ع، اسم مفعول)=  نقاب، روبند
  • مالکیت (ع، (اسم)مصدر)=  داشتاری
  • مامان  Maman (ف، اسم) = مادر، چیز قشنگ
  • مامور (ع، اسم مفعول)= گماشته، فرمانبر
  • مانتو Manteau (ف، اسم) = بالاپوش
  • مانع شدن (ع فا، مصدر) = باز داشتن
  • مانیکورManicure   (ف، اسم) = لاک ناخن
  • ماورا (ع، اسم) = فرا، آن سوی
  • ماوراالطبیعی (ع، صفت)=  سرشت آنسویی
  • مایع (ع، صفت) = آبگونه
  • مبارک (ع، صفت) = خجسته، فرخنده، همایون
  • مبتدی (ع، اسم فاعل) = تازه کار، نوآموز
  • مبتکر (ع، اسم فاعل) = نوآور
  • مبصر (ع، اسم فاعل) = دیده بان، نگاهبان
  • متابولیسم Metabolisme (ف، اسم)= سوخت و ساز
  • متخلف (ع، اسم فاعل) = لغزشکار
  • متدMethode  (ف، اسم)=  شیوه، روش، راه
  • متحرک (ع، اسم فاعل)= جنبنده
  • متحیر (ع، اسم فاعل) = هاژ، هاج، هاج و واج، سرگشته، درمانده
  • متخصص (ع، صفت فاعلی)= کارشناس، ویژه کار
  • متصاعد (ع، اسم فاعل) = فرایاز، بالا رونده
  • متصل (ع، اسم فاعل) = بهم پیوسته، همبند، همبسته
  • متضاد (ع، اسم فاعل)= همستار
  • متضمن (ع، اسم فاعل) = در بر دارتده
  • متعادل (ع، اسم فاعل) = ترازمند، هم وزن، برابر
  • متعدد (ع، صفت) = بی شمار، بسیار
  • متفکر (ع، اسم فاعل)=   اندیشه ور
  • متقارب (ع، اسم فاعل)= همرس، نزدیک شونده
  • متکبر (ع، صفت) = برمنش، خودپسند، گرانسر
  • متمادی (ع، اسم فاعل) = دراز
  • متن (ع، اسم)= زمینه، درون
  • متوالی (ع، قید) = پشتاپشت، پیاپی، پشت سرهم
  • متوسط الحال (ع، صفت مرکب)= میانمایه
  • مثال (ع، اسم)=   وارینه، نمونه
  • مثانه (ع، اسم)= آبدان
  • مِثل ِ (ع، اسم)=   به وارینه ی، مانند
  • مجاز (ع، اسم مفعول)= روا
  • مجازات (ع، (اسم)مصدر)= کیفر، باد اَفراه
  • مجبور (ع، اسم مفعول) = واداشته، ناگزیر، ناچار
  • مجسمه (ع، اسم مفعول)= پیکره
  • مجمع (ع، (اسم)= انجمن
  • مجوف (ع، اسم مفعول) = میان تهی، پوک، کاواک
  • مجهز (ع، اسم مفعول) = آماده شده، آماده
  • مجهول (ع، اسم مفعول) = نا شناخته، نا شناس
  • محافظه کاری (ع فا، (اسم)مصدر)=  نگاهش کاری
  • محال (ع، صفت) = ناشدنی، ناشو
  • محتاط (ع، صفت)= استوارکار
  • محترم (ع، اسم مفعول)= ارجمند، گرامی
  • محتوی (ع، اسم فاعل)= درونه، گرد فرو گیرنده
  • محدود (ع، اسم مفعول)= مرزپذیر
  • محرم (ع، اسم) = همراز
  • محرمانه (ع فا، قید و صفت) = پوشیده، پنهان
  • محروم (ع، اسم مفعول)= بی بهره، ناکام، نامراد
  • محسوب (ع، اسم مفعول) = شمرده شده، بشمار آورده شده
  • محصول (ع، اسم مفعول)= دستیافت، فراورده
  • محقق (ع، اسم فاعل) = پژوهشگر
  • محکم (ع، صفت) =  استوار
  • محل تولد (ع، اسم مرکب) = زادگاه، زادبود
  • محله (ع، اسم) = کوی، برزن
  • محنت (ع، اسم)= آدرنگ، آزار، اندوه
  • مخالف (ع، اسم فاعل) = ناساز، ناسازگار
  • مختار (ع، صفت)= آزادکام، گزیننده
  • مختصر (ع، اسم مفعول)= کوتاه کرده شده، گریزان، جسته و گریخته
  • مختل (ع، اسم مفعول )= بهم خورده، نابسامان، تباه
  • مختلط (ع، اسم فاعل) = بهم آمیخته، در هم شده
  • مختوم (ع، اسم مفعول)= انجام یافته، به پایان رسیده
  • مخدر (ع، اسم فاعل) = سست کننده
  • مخزن (ع، اسم) = انبار، گنجینه
  • مخفی کردن (ع فا، مصدر)= فروپوشاندن، پنهان کردن
  • مخلوط (ع، اسم مفعول) (ف، اسم)= آمیزه، بهم آمیخته
  • مد Mode (ف، اسم) = باب روز
  • مدرسه (ع، اسم)= آموزشگاه
  • مدرن (ف، صفت) = امروزی، نو
  • مدرنیزاسیونModernisation  (ف، اسم)= نوسازی
  • مدل Modele (ف، اسم) = نمونه، الگو، سرمشق
  • مرابحه (ع، (اسم)مصدر) =  بهره کاری
  • مربوط (ع، اسم) = بسته، پیوسته
  • مرتب (ع، صفت) =  بسامان، بچم، باچم، آراسته، در جای خود
  • مرتجع (ع، صفت) = کهنه پسند، بازگشت کننده
  • مرحله (ع، اسم)= گامه
  • مرطوب (ع، صفت)= آبناک، نمناک، نمدار
  • مرکب  (ع، اسم مفعول)= آمیخته، سرشته
  • مری (ع، اسم) =  سرخ نای
  • مسئله (ع، اسم)= فراپرس، درخواست
  • مساعده (ع، اسم)= پیش مزد
  • مساوی(ع،  صفت) = همچند، برابر
  • مستبد (ع، اسم فاعل)= خودکامه، خودسر
  • مستقر (ع، اسم مفعول)= جایگیر، جای گرفته
  • مستقیم (ع،  صفت)= سرراست
  • مستکبر (ع، اسم فاعل)= خود بزرگ پندار
  • مستمری (ع فا، اسم) = جامگی، ماهیانه
  • مسجد (ع،  اسم) = مَزگِت
  • مسری (ع،  اسم فاعل) = واگیر
  • مسواک (ع،  اسم) = دندان شوی
  • مشاور (ع، اسم فاعل)= رایزن
  • مشترک المنافع(ع، صفت مرکب)= هم سود
  • مشتق (ع، اسم مفعول)= فراجسته
  • مشورت (ع، اسم مصدر)= رایزنی، کنکاش
  • مشهور (ع، صفت)= نامور، بلند آوازه، بنام، نامی، نامدار، سرشناس
  • مصادره (ع، (اسم)مصدر)= بازگیری
  • مصالحه (ع، مصدر )= آشتی کردن، سازش کردن
  • مصرف (ع،  اسم)= جای هزینه
  • مصنوعی (ع فا، صفت)= ساختگی
  • مضر (ع، اسم فاعل)= زیانمند، زیان آور
  • مضمون (ع، اسم مفعول)= درونمایه
  • مطبوع (ع،  اسم مفعول) = دلپسند، گوارا
  • مطمئن (ع، صفت)= استوان، آسوده خاطر
  • معادل (ع، صفت)= همچند، همسنگ ، برابر، همتا
  • معادله (ع، (اسم)مصدر)= همچندی، همسنگی
  • معاشر (ع، صفت)= آمیزگار، همنشین، همدم
  • معاشرت (ع، (اسم)مصدر)= آمیزگاری، همنشینی، همدمی
  • معاصر (ع، صفت)= هم دوره
  • معتاد (ع، صفت) = آموختار
  • معترض (ع، اسم فاعل)= واخواه، خرده گیر
  • معتقد بودن (ع فا، مصدر)= بر آن بودن، باور داشتن
  • معدل (ع، اسم مفعول) = میانگین، برابر شده
  • معدود (ع، اسم مفعول)= شمرده شده، اندک، کم
  • معروف (ع، صفت) = نامور، بلند آوازه، بنام، نامی، سرشناس
  • معکوس (ع، صفت) = وارونه، بازگونه
  • معلوم (ع، اسم مفعول)= دانسته، آشکار
  • معما (ع، اسم و صفت )= چیستا، پوشیده
  • معنوی (ع، صفت نسبی)= نامادی
  • معنی (ع، اسم)= چم
  • معیار (ع، اسم)= سنجه
  • مغازه Magasin (ف، اسم) = دکان،  فروشگاه، انبار
  • مغرور (ع، صفت) = گرانسر، خود فریفته
  • مقاله (ع، (اسم)مصدر) = گفتار، سخن
  • مقایسه (ع، (اسم)مصدر) = سنجش
  • مقدار (ع، اسم) = اندازه، پاره
  • مقدمه (ع، اسم) = پیش در آمد
  • مقرر (ع، اسم) = بر بست، دستور
  • مقصود (ع، اسم مفعول) = خواسته، آهنگ شده
  • مقید (ع، اسم مفعول) = پا بست، پا بسته
  • مکانیزم Mecanisme (ف، اسم)= ساز و کار
  • ملاط (ع، اسم) = آژند
  • ملحق شدن  ( ع فا، مصدر مرکب) =  پیوستن
  • ملودی Melodie (ف، اسم) = آهنگ، نوای خوش
  • ملی (ع، صفت )=  میهنی
  • مملکت (ع، اسم) = کشور، قلمرو
  • ممنوع (ع، اسم مفعول) = بازداشته شده
  • مناسب (ع، صفت) = درخورد، شایسته، همشکل
  • منبع (ع، اسم) = بنمایه، سرچشمه
  • منتظر (ع، اسم فاعل) = چشم براه
  • منجر (ع، اسم مفعول) = کشیده شده
  • منجمد (ع، صفت) = بربسته، یخ زده
  • منحرف (ع، اسم فاعل) = کژ رو
  •  منحل کردن )(ع فا، مصدر) = گشودن، برچیدن
  • مندرج (ع، صفت) = درآمده درچیزی، نهفته
  • منزجر (ع، صفت) = رانده شده، ترسانده شده
  • منشاء (ع، اسم) = خاستگاه، جای پرورش
  • منشور (ع، اسم) = نوشته ی سرگشاده
  • منطبق (ع، صفت) = دمساز، برهم نهاده
  • منظره (ع، اسم) = دورنما، چشم انداز
  • منظم (ع، صفت)= بسامان، بچم، با چم، آراسته
  • منظور (ع، اسم مفعول)= خواست
  • منظوم (ع، اسم مفعول) = وافته
  • منعکس (ع، اسم فاعل) = برگشته
  • منفجر (ع، اسم فاعل) = گشوده شده، شکافته، ترکیده
  • منور (ع، صفت) = پرتو افشان، درخشان
  • منوط (ع، اسم مفعول)= وابسته
  • مواخذه (ع، (اسم)مصدر)= بازخواست
  • موازی (ع، صفت)= هم رو، هم سو
  • موافق (ع، صفت) = سازگار، همساز، هم اندیشه، همداستان
  • موتیف Motif (ف، اسم ) = بن مایه، انگیزه
  • موج (ع، اسم) = خیزاب، آبخیز
  • مورفولوژیMorphologie  (ف، اسم) = ریخت شناسی
  • موسس (ع، اسم فاعل) = پایه گذار، بنیادگذار
  • موسسه (ع، اسم مفعول)= بنگاه
  • مولف (ع، اسم فاعل)= گردآورنده
  • موضوع  (ع، اسم مفعول) = فرنام، نهاده شده
  • موفق (ع، صفت) = کامروا، کامیاب
  • موقت (ع، صفت) = گذرا
  • مونتاژ Montage (ف،( اسم) مصدر) = سوار کردن، جفت و جور کردن
  • مونس (ع، صفت) = همدم، همنشین
  • مونوگامیMonogamie  (ف، اسم) = تک گانی
  • مونولوگ Monologue (ف، اسم ) = تک گویی
  • مهاجرت ( ) = برون کوچی
  • مهارت (ع، ( اسم) مصدر) = خبرگی، استادی، زبردستی
  • مهیج (ع، اسم فاعل)= برانگیزنده
  • میدیومMedium  (ا، اسم) = رسانه
  • میسایلMissile  (ا، اسم) = پرانه، موشک
  • میکربMicrobe  (ف، اسم) = زیواچه
  • میکروسکوپ Microscope (ف، اسم) = ریز بین
  • میلاد (ع، اسم)=   زاد روز
  • ن
  • نارسیسیسمNarcissisme  (ف، اسم) = خودشیفتگی، خودپرستی
  • ناسیونالیسمNationalisme  (ف، اسم) = ملت باوری، ملت خواهی
  • ناطق (ع، اسم فاعل) = سخنگو، سخنران، گویا، گوینده
  • ناقص (ع، صفت) = نارسا، کم
  • نامحدود (ع فا، صفت) = مرزناپذیر، بی کران
  • نبات (ع، اسم) = بر رسته، گیاه
  • نتیجه (ع، اسم) = دستیافت، برآمد، پیامد
  • نحس (ع، صفت) = وارون، بدشگون، بد اختر
  • نُرمNorm   (ا، اسم) = هنجار
  • نرمالNormal  (ا، اسم) = به هنجار
  • نسیه (ع، اسم) = پسادست
  • نظام (ع، ( اسم) مصدر) = رازمان
  • نظر (ع، ( اسم) مصدر) = بینش ، نگرش، دید
  • نظریه (ع، اسم) = دید مان
  • نظم (ع، ( اسم) مصدر) = رایش، سامان، چم
  • نظیر (ع، صفت) = همدوش، مانند، هم سان
  • نفوذ (ع، ( اسم) مصدر) = رخنه (کردن)
  • نقاش (ع، صفت فاعلی) = نگارگر، نگارنده، چهره پرداز
  • نقش (صورت) (ع، اسم) = نگاره
  • نقد (ع، ( اسم) مصدر) = سخن سنجی (کردن)
  • نقص (ع، ( اسم) مصدر) = کمداشت، نارسایی، کاستی، کمی
  • نقطه گذاری (ع فا، اسم مصدر) = سجاوندی
  • نقطه نظر (ع، اسم مرکب) = دیدگاه
  • نمره Numero (ف، اسم) = شماره
  • نور (ع، اسم) = پرتو، فروغ، روشنی
  • نورولوژی Neurologie (ف، اسم) = پی شناسی
  • نیهیلیسمNihilisme  (ف، اسم) = هیچ انگاری
  • و
  • واجب (ع، صفت) = بایا، بایسته
  • واسطه (ع، صفت) = میانجی
  • واضح (ع، صفت) = آشکار، نمایان، روشن
  • واقعا (ع، قید) = براستی
  • واقعه (ع، اسم فاعل) = رویداد، پیشامد
  • واکسن Vaccin (ف، اسم) = مایه
  • واهی (ع، صفت) = بی بنیان، سست، فرو هشته
  • وجدان (ع،( اسم) مصدر) = یابش
  • وجه (ع، اسم) = روی
  • وخامت (ع،( اسم) مصدر) = ناگواری، گرانباری، سختی
  • وراج (ع، صفت) = پرسخن، پرگو
  • وسط (ع، اسم) = میان، میانه
  • وسواس (ع، اسم) = دودلی، اندیشه ی بد
  • وسیع (ع، صفت) = گسترده، پهناور، فراخ
  • وضو (ع،( اسم) مصدر) = آبدست، پادیاب، دست نماز(گرفتن)
  • وضوح (ع،( اسم) مصدر) = روشنی، روشن شدن
  • وطن (ع، اسم) = زادبوم، میهن
  • وظیفه (ع، اسم) = خویشکاری
  • وفات (ع، اسم) = مرگ
  • وقت (ع، اسم) = گاه، هنگام
  • وقفه (ع، اسم) = ایستایی، درنگ
  • وکیل (ع، اسم) = نماینده، گماشته
  • ویزاVisa  (ا، اسم) = روادید
  • ویزیت (ف، اسم) = بازدید، دیدار
  • ه
  • هارمونیHarmony  (ا، اسم) = هم آهنگی، همسازی
  • هتل Hotel  (ف، اسم) = مهمانخانه
  • هجوم (ع،( اسم) مصدر) = یورش، تاخت
  • هدایت (ع، مصدر) = راهبری کردن
  • هدف (ع، اسم) = نشانه، آماجگاه، آماج، بُرجاس
  • هدیه (ع، اسم) = پیشکش، ارمغان
  • هذیان (ع،( اسم) مصدر) = پریشان گویی، بیهوده گویی
  • هضم کردن (ع فا، مصدر) = گواردن
  • هلیکوپترHelicopter  (ا، اسم) = چرخ بال
  • هم رای (ع فا، صفت) = هم آواز
  • هم عقیده (ع فا، صفت) = همداستان، هم اندیشه
  • همه جانبه (ع فا ، صفت مرکب) = همه سویه
  • هومانیسمHumanisme  (ف، اسم) = انسان باوری
  • هیدروتراپیHydrotherapy  (ا، اسم) = آب درمانی
  • هیدروگرافیHydrography  (ا، اسم) = آب نگاری
  • هیدرومترHydrometer  (ا، اسم) = آب سنج
  • ی
  • یقین (ع، اسم) = استوارداشت، بی گمانی
  • یونیزاسیونIonisation  (ف، اسم) = یونش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *